شب بخیر عزیزم
سلام عزیز بابایی
الان نصف شبه و مامان روی تخت خواب خوابیده و من در حال نوشتن خاطراتمان هستم. همانطور که مامانی گفت امروز سالگرد بابا بزرگ بود و عمو محمد هر سال سالگرد بابا بزرگ رو میگیره و تمام رجب زاده ها امروز جمع بودند و تو هم برای اولین بار در جمع رجب زاده ها حضور داشتی امیدوار بهت خوش گذشته یاشه . البته مامانی خیلی اذیت شد و کمرش درد می کرد. شام کوفته تبریزی بود با سنگک . سریال مختارنامه رو از شبکه اول داشتیم تماشا می کردیم قسمت سی ام بود با عنوان مترسک شاید صدای تلویزیون رو می شنیدی . فردا روز شنبه است روز تلاش و کوشش.
عزیزم بی صبرانه منتظر دیدارت هستیم.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


شب بخیر عزیزم
